خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیری نشد خزان گل شاخسار ماموی سفید ماست چو عنبر بهار ما
۲
خواهد به کار آمد اگر خاک هم شویمافلاک را چو شیشه ی ساعت غبار ما
۳
مردیم و گفتگوی بزرگانه کم نشدآید صدای کوه ز سنگ مزار ما
۴
گرمی ندیده ایم به عمر خود از کسیجام شراب ما بود آب خمار ما
صفحهٔ ۱ از ۲