خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبت از دل ما شُسته نقش کینهخواهی رازیارت میکند چون کعبه برق ما سیاهی را
۲
ز فیض پرتو دل شکرها دارم درین گلشنکه گلچین چراغم کرده باد صبحگاهی را
۳
شهان را چشم بر عالم گشودن عیب میباشدبیاموزند کاش از باز خود، صاحبکلاهی را
۴
سیاهی کعبه چند از جامهٔ خود میزند بر ما؟همه کس دارد از عشق این لباس دادخواهی را
صفحهٔ ۱ از ۲