خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خامه حرف زن که پس از ما کلام ماشاید به اهل راز رساند سلام ما
۲
آن صید پیشه ایم که تا بگذرد همایچون مسطر از غرور دهد کوچه، دام ما
۳
از زنده رود آب بقا، خضر همچو موجپهلو تهی کند ز تمنای خام ما
۴
ای باغبان به جان تو ما آزموده ایماز نکهت گل است علاج زکام ما
صفحهٔ ۱ از ۲