شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق را در قید دارد پیکر رنجور ماگشت زنجیر سلیمان، نقش پای مور ما
۲
پوست تخت فقر ما را مسند آزادگی ستپادشاه وقت خویشیم و جنون دستور ما
۳
بر سر خوان محبت هر چه خواهی حاضر استنغمه سیر آهنگ شد از کاسه ی طنبور ما
۴
خاطر از آسایش عالم مکن خرم که نیستسودی از نزدیکی منزل به راه دور ما
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth