خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمت ز ناز بسته به نظاره راه رازنجیر کرده است ز مژگان نگاه را
۲
کرد از حجاب حسن تو یوسف ز بس عرقاز سرگذشت آب چو فواره چاه را
۳
در هند سوخت شوق کمرهای نازکمپیران خورند حسرت موی سیاه را
۴
کارم چو گردباد بود خاک بیختنگم کرده ام به بادیه ی شوق، راه را
صفحهٔ ۱ از ۲