شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما گرفتاریم و غیر از ناله نبود کار مابیضهٔ بلبل بود هر غنچهٔ گلزار ما
۲
دست بر سر می‌زند همچون مگس شکرفروشزهر خود را بس که شیرین کرد در بازار ما
۳
عشق کار خویش را کی می گذارد ناتمامچارسویی می کند یک خشت را معمار ما
۴
بر سر ما گر رسد دستی، ز بس آشفته ایممغز سر چون گرد خیزد از سر دستار ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth