شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو غنچه نیست نهان از کسی دفینهٔ ماکف گشاده بود همچو گل خزینهٔ ما
۲
به هرکجا که به سنگی رسید، همچون موجبغل گشاده دود سویش آبگینهٔ ما
۳
شدیم خاک و فلک را چو شیشهٔ ساعتبرون نمی‌رود از دل غبار کینهٔ ما
۴
چهار موجه بود یک رباعی مشهورکه بحر یاد گرفته‌ست از سفینهٔ ما!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth