خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان چه می به قدح ریخت بی خبر ما راکه خاک شد سر و نگذاشت درد سر ما را
۲
محبت عجبی در میانه ی من و اوستزمانه گر بگذارد به یکدگر ما را
۳
چنان کرشمه به ما می کند، که پنداریخریده است گل این چمن به زر ما را!
۴
چگونه دل ز غم روزگار برداریم؟همین رسیده به میراث از پدر ما را
صفحهٔ ۱ از ۲