خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز طوف میکده واجب بود سپاس مراکه کرد شوق برهمن خداشناس مرا
۲
چنان که سایه ی ابر بهاری از خورشیدز جلوه ی تو پریشان شود حواس مرا
۳
مگر ز دست تو ای بوالهوس قدح گیردهزار مرتبه ضایع شد التماس مرا
۴
نمی کنم به گل و لاله دست، پنداریکه باغبان به چمن برده بهر پاس مرا
صفحهٔ ۱ از ۴