خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو غنچه جمع کن از خار عشق دامان رابه دست چاک مده همچو گل گریبان را
۲
به فکر عشق بنازم که خوب پیدا کردبرای قفل جنون، پره ی بیابان را
۳
بهشت به ز سر کوی او نخواهد بودکسی که یافته این را، چه می کند آن را
۴
ازو مپرس حدیث سیاه بختی ماکه سرمه دان نکند هیچ کس نمکدان را
صفحهٔ ۱ از ۲