خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا که سوخت ز شوق تو لاله در صحرابود به راه تو چشم غزاله در صحرا
۲
خورد ز لاله چو مستان انجمن هر دمبه یاد چشم تو آهو پیاله در صحرا
۳
روم ز شوق تو بیرون ز شهر، تا چو جرسکنم به کام دل خویش ناله در صحرا
۴
اثر نبود ز مجنون، که دشت پیماییچو گردباد به من شد حواله در صحرا
صفحهٔ ۱ از ۲