شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار است و به جدول می‌رود مستانه آبدارد از یاد گلستان در دهن پیمانه آب
۲
بس که سیراب است از ابر بهاری، دور نیستچوب گل گر می‌زند بر آتش دیوانه آب
۳
گلستان عشق را کاوش همه بر آتش استبرگ گل هرگز ندیده چون پر پروانه آب
۴
از ضرورت آب اکنون می‌پرستند اهل کفرمی‌شود از بس بت از شرم تو در بتخانه آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth