شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سرم که کنم فاش گفتگوی شرابگواه مستی زاهد شوم چه بوی شراب
۲
رسانده ایم به جایی شراب خوردن راکه پشت دست نهد پیش ما سبوی شراب
۳
به محفلی که نباشی چو موج می خندانحباب هم نگشاید نظر به روی شراب
۴
رسید فصل بهار و ضرور شد دیگردماغ خشک مرا روغن کدوی شراب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth