خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خامه را پیدا شد از حرف تو در دل اضطرابنامه هم دارد چو بال مرغ بسمل اضطراب
۲
از سر کوی تو چون آید صبا، پیدا شودهمچو برگ گل مرا در پرده ی دل اضطراب
۳
چون تو بزم آرا شوی، باشد به دور دایرهآفتاب و ماه را همچون جلاجل اضطراب
۴
می توان دیدن ز شوق کشتن ما بیدلانهمچو موج از جوهر شمشیر قاتل اضطراب
صفحهٔ ۱ از ۲