خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی تو امشب ساغر می، دیدهٔ خونبار داشتمرغ نغمه سر به زیر بال موسیقار داشت
۲
زهر از گوشم چکد چون شبنم از دامان گلناصح من در دهن گویا زبان مار داشت
۳
هرکسی جوید خریدار متاع خویش راسوی آتش رفت ازان ماهی که مشت خار داشت
۴
در مسلمانی نمیدانم طریق کار خودوقت کافر خوش که او سررشتهٔ زنار داشت
صفحهٔ ۱ از ۲