شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق او در وادی من فکر‌ها بسیار داشتسوخت خاشاکم‌، وگرنه شعله با او کار داشت
۲
در بساط این گلستان یک گل بی‌خار نیستبر گل دیبا اگر پهلو نهادم، خار داشت
۳
هرچه دیدم، در ره شوقش سماع انگیز بودنعرهٔ شیر از نیستان‌، شور موسیقار داشت
۴
عقل نتوانست منع عشق غارتگر کندخانهٔ ما پاسبان از صورت دیوار داشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth