خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نالهٔ ما چون جرس شایستهٔ تأثیر نیستهمچو مخمل خواب ما را طالع تعبیر نیست
۲
روی دل هرگز نمیبیند ز ما آشفتگانهمچو داغ آینه، داغی که ناخن گیر نیست
۳
شعلهایم و این خزان ما بهار عمر ماستهمچو می هرچند عاشق کهنه گردد، پیر نیست
۴
دامن گلچین فراخ است ای اسیران قفسگر گلی خواهید، او را از شما تقصیر نیست
صفحهٔ ۱ از ۲