خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه ذوق در شب وصل از نظارهٔ صبح است؟که همچو غنچه دلم پارهپارهٔ صبح است
۲
شب وصالی اگر روز کردهای، دانیکه آفتاب قیامت ستارهٔ صبح است
۳
به ماهتاب وصال آنکه شب پیاله کشدچو شمع، کوس رحیلش نقارهٔ صبح است
۴
فسون وصل به دل ناله را دلیر کندبه شمع شوخی باد از اشارهٔ صبح است
صفحهٔ ۱ از ۲