خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کسی که قسمت او غیر بینوایی نیستگلش به دست، کم از کاسه ی گدایی نیست
۲
بیا شکسته ی خود را درست کن اینجاکه خاک میکده کمتر ز مومیایی نیست
۳
دراز دستی مژگان به طاق ازان ابروستکمند طره ی مشکین به این رسایی نیست
۴
به هر کدام نمک لطف می کنی خوب استکه داغ های دلم را ز هم جدایی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲