شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مغفر و خفتان به میدان محبت ننگ ماستهمچو کشتی گیر، عریانی سلاح جنگ ماست
۲
گر به راه شوق گردد مرغ با ما همسفراز پریدن باز می ماند همه گر رنگ ماست
۳
کار سازد هر که ما همدست کار او شویمنغمه آن ناخن که بر دل می زند از چنگ ماست
۴
برگ گل در غنچه می باشد، ولی در این چمنغنچه ها پر خار و خس چون آشیان تنگ ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth