خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم نگاه تو را سخت آشنا دیدهستولی نمانده به یادش که در کجا دیدهست
۲
به چشم من چه عجب گر ز ناز ننشیندغبار کوی تو چون سرمه چشمها دیدهست
۳
به من هر آنچه کند، پیش میتواند بردجهان ز خون دلم دست در حنا دیدهست
۴
فغان ز تربیت آسمان که دانهی مابه کشت پرورش از آب آسیا دیدهست
صفحهٔ ۱ از ۲