خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی سبب کی دامنم از گریه چون دریا پر استدل مرا چون کاسه ی دریوزه از صد جا پر است
۲
در دلم خوناب حسرت هست اگر در دیده نیستگر تهی گردیده از می ساغرم، مینا پر است
۳
چون حریفان نیستم گلچین گلزار کسیاز گل خود دامنم چون جامه ی دیبا پر است
۴
رشک دارد بر بساط مستی ما آسمانشیشه های او سراسر خالی و از ما پر است
صفحهٔ ۱ از ۲