شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی نیکوی ترا تندی خو در کار استدر چمن ایمنی از خار سر دیوار است
۲
تارهای کفنم ریشه ی گل شد در خاکاز هوای تو سر تربت من گلزار است
۳
با تو خوش بود طرب، تا تو ز محفل رفتیجام می بی مزه همچون دهن بیمار است
۴
خنده بر سرو مکن این همه در محفل خویشجامه ی کوتهش اولی ست که خدمتگار است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth