شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در باغ هر گلی ز تو در خون تازه ای ستهر بید در هوای تو مجنون تازه ای ست
۲
از زلف تا به چند کسی گفتگو کندوصف خطش کنیم که مضمون تازه ای ست
۳
چون مصرعی ز من شنوی، عزتش بداراز راه دور آمده، موزون تازه ای ست
۴
آشفته ایم ازان خط مشکین، که هر غباربر لشکر شکسته شبیخون تازه ای ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth