شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه در کلاه نمد راحتی، نه در تاج استکه پادشاه و گدا، هر که هست، محتاج است
۲
همه ز کاسه ی سر خیزدم جنون، آریحباب، بیضه ی مرغابیان امواج است
۳
ز جان به رغبت خود می توان گذشت، ولیعطا به زور چو خواهند از کسی، باج است
۴
اگر به میکده منصور بگذرد، داندکه هر که هست درو چند مرده حلاج است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth