شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار استبه دیده موج قدح، می گزیده را مار است
۲
فزود زردی رخسارم از می گلگونکه باده رنگ مرا آب زعفران زار است
۳
مسیح را نگذارد برون ز خانه ی خویشکه آفتاب ز عشقت همیشه بیمار است
۴
به سر نمانده ز پیری مرا هوای لباسبه فرق، موی سفیدم چو شمع دستار است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth