شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چند نالم، دل ز طبع ناله پردازم گرفتدر قفای سرمه از فریاد، آوازم گرفت
۲
همچو مرغ رشته بر پا می گذشتم زین چمنهر خس و خاری سر راهی به پروازم گرفت
۳
من نه آن مرغم که با افسون کسی صیدم کندغمزه ی سحرآفرین او به اعجازم گرفت
۴
در کدام آتش کبابم تا کند آن ترک مستاز ترحم نیست گر از چنگ شهبازم گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth