خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام گل که به دامن ز نوبهارم نیست؟ولی چه سود که دستی به آن نگارم نیست
۲
به راه وعده مرا سوخت، گر لبش امشبهزار بوسه دهد، مزد انتظارم نیست
۳
شهید عشقم و از سوز دل چو خاکستربه غیر شعله گلی بر سر مزارم نیست
۴
گل پیاده ام و شادم از سبکباریکه چون نسیم چمن، هر خسی سوارم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲