خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه در شور آورد شوریدهحالان را می استنالهٔ نی بر دل آشفتگان تیر نی است
۲
گر غمی داری، میی دارم که زنگ از دل بردصیقل آیینه ی آشفتگان موج می است
۳
وعده ی وصل آن گل رعنا به فردا می دهدهیچ کس اما نمی داند که آن فردا کی است
۴
ای جرس غافل مشو از خود که همچون رهزنانکاروان مصر را چشم زلیخا در پی است
صفحهٔ ۱ از ۲