شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بی لب او خراب خفته ستمستی ز غم شراب خفته ست
۲
در خاک، دلم به یاد تیغشچون تشنه به یاد آب خفته ست
۳
زلف تو همیشه از نزاکتدر دامن پیچ و تاب خفته ست
۴
چشم سیه تو چون غریبانبیمار در آفتاب خفته است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth