خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نارسایی به هنر در همه جا همراه استجامهٔ سرو ز موزونی او کوتاه است
۲
قسمتم نیست که از بند غم آزاد شومرفت صد قافله و یوسف من در چاه است
۳
هر که برخاست ز شوق تو، دگر ننشیندپا درین بادیه گر ماند، سرم در راه است
۴
عقل ما در طلب وصل به جایی نرسدمیوه بر شاخ بلند است و عصا کوتاه است
صفحهٔ ۱ از ۲