خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیاله گیر که عذر شراب بی نمک استحدیث توبه به عهد شباب بی نمک است
۲
به مجلسی که درو جام می نمی رقصدسرود مطرب و شور رباب بی نمک است
۳
فغان که لذت ازین بزم، رفتگان بردندشراب بی مزه است و کباب بی نمک است
۴
همین نه حق به تو دارد کسی که نان دهدتدرین محیط نپنداری آب بی نمک است
صفحهٔ ۱ از ۲