شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از سایه ی تو سبز سر خاک من بس استلوح مزار فاخته، سرو چمن بس است
۲
شیرین! ز غیرت شکر این پیچ و تاب چیستپرویز گو مباش، ترا کوهکن بس است
۳
میلم دگر به حسن سیاه و سفید نیستشوق بنفشه و هوس یاسمن بس است
۴
خلوت چه احتیاج بود عزلت مرا؟فانوس وار، خلوت من پیرهن بس است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth