خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خمار وصل، دلم را ز اضطراب شکستز موج رعشه به کف ساغر شراب شکست
۲
پیاله از کف دشمن مگیر، رحمی کنکه استخوان به تن من ز پیچ و تاب شکست
۳
مباش در پی نخوت، نگاه کن که چه دیدچو از غرور، کله گوشه را حباب شکست
۴
شکستگی زرهی داده شبنم ما راکه از سرایت آن، تیغ آفتاب شکست
صفحهٔ ۱ از ۲