شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سینه ریشان ترا تیغ شهادت مرهم استبر گل زخم شهیدان تو طوفان شبنم است
۲
دل درون سینه ی من کعبه ی ویرانه ای ستآستینم از سرشک دیده چاه زمزم است
۳
در کمین صد چشم از هر چشم دارد آسمانزین مشو ایمن که چون بادام چشمت برهم است
۴
نوحه ی سرو و صنوبر در چمن بیهوده نیستیعنی این باغ ملال انگیز، جای ماتم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth