خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دوری تو مرا خوشدلی میسر نیستبه غیر خون جگر بی توام به ساغر نیست
۲
دلم به سوی تو پرواز می کند از شوقکه گفته است که مرغ کباب را پر نیست؟
۳
فغان که از پی مکتوب خود به دام امیدهزار مرغ گرفتم، یکی کبوتر نیست!
۴
چو دید حال مرا، گفت پیر کنعانیکه داغ دوری فرزند چون برادر نیست
صفحهٔ ۱ از ۳