خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم چو شمع همه عمر میهمان خود استچو قرعه چشم همایم بر استخوان خود است
۲
ز نسبت دگری نیست سربلندی ماسر شهید تو چون لاله بر سنان خود است
۳
قرینه نیست در آوارگی مرا که مداممسافرم من و عنقا در آشیان خود است
۴
قبول نیست فلک، برگرفته ی او راغبار چون ز زمین خاست، آسمان خود است
صفحهٔ ۱ از ۲