شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا کی از سبوی می گزیر استکه در روز خمارم دستگیر است
۲
به نامه چون نویسم راز دل راحدیثم شعله و کاغذ حریر است
۳
دل دیوانه ای در بند دارمنفس در سینه ام زنجیر شیر است
۴
ز سودای دلم او را زیان نیستندانم از چه زلفش شانه گیر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth