شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ایام بهار است و گلی در چمنم نیستعشرت همه جا هست، در آنجا که منم نیست
۲
آتش به بساط افکندم گرمی آهیغیر از پر پروانه گل انجمنم نیست
۳
در کشور ما حادثه را دست دراز استشادم که به غربت خبری از وطنم نیست
۴
بر روی کسی در مگشا خانه ی خود راصدبار اگر دوست بگوید که منم، نیست!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth