خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشرق خورشید را فیض گریبان تو نیستدامن گل پاک اگر باشد، چو دامان تو نیست
۲
هر کسی را در طریق دلنشینی پایه ای ستغنچه ی گل دلکش است اما چو پیکان تو نیست
۳
می توان دانست پیش خودپسندان چمنچهچه بلبل بجز وصف زنخدان تو نیست
۴
کشتگان عشق را اعضا نمی ریزد ز هملاله زین داغ است کز خیل شهیدان تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲