خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۲۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه را برگ گل آیا در گریبان از کجاستلاله را داغ می گلگون به دامان از کجاست
۲
خاطر ما چون کند ضبط دل از آشفتگی؟گل چه می داند ره چاک گریبان از کجاست
۳
رهزنی چون عشق دارد دل، ز حال او مپرسعاقلان دانند این دیوانه عریان از کجاست
۴
کارها فرهاد کرد و عاقبت کاری نساختعشق پندارند آسان است، آسان از کجاست
صفحهٔ ۱ از ۲