شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هما به طالع من بال و پر ز بوم گرفتنسیم گل به رهم عادت سموم گرفت
۲
به روز حشر ترا دادخواه چندان نیستکه دامن تو توانم در آن هجوم گرفت
۳
چو عزم غارت من کرد، اول از دستمجنون عشق تو سررشته ی رسوم گرفت
۴
فروغ حسن تو هرجا که زور پنجه نمودز سنگ، آینه ی آب را به موم گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth