خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقانیم، به ما طعنه ی دیگر خود نیستگر بود دامن ما پاره، ولی تر خود نیست
۲
نتوانیم ز انصاف گذشت ای زاهدسبحه هرچند عزیز است، چو ساغر خود نیست
۳
همره نامه فرستم دل خود را سویشخون او سرختر از خون کبوتر خود نیست
۴
تنگدستان محبت ز کجا، زر ز کجاسر و جان در ره یار است ولی زر خود نیست
صفحهٔ ۱ از ۲