شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبثما دمکش توایم به آهنگ ساز خبث
۲
عمرت دراز باد که در دورت اژدهاحسرت برد همیشه به عمر دراز خبث
۳
نزدیک تو فرشته نگردد که زیر خاکمی آید از دهان تو بوی پیاز خبث
۴
بعد از طعام هر که بشویی تو دست راباشد ترا وضو ز برای نماز خبث
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth