شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای نهاده حسن را برطاق از ابروی بلندبسته دست عالمی را با دو گیسوی بلند
۲
جذبه ی کوی خراباتم اگر گشتی رفیقچون کبوتر می زدم از کعبه یاهوی بلند
۳
گفتگوی زلف او ای دل چو خواهی سر کنینام بردن احتیاجی نیست: هندوی بلند!
۴
بی نصیبم کرده همت از مراد روزگاردر کمندم کوتهی آمد ز بازوی بلند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth