خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بی قراران گر ز کوی او برون گامی نهندپیش پای خویشتن از نقش پا دامی نهند
۲
بیدلان را طاقت بوسیدن معشوق نیستمی روند از خود اگر لب بر لب جامی نهند
۳
گلرخان صدبوسه می بخشند و آن را نام نیستاین قدر منت چرا بر ما ز دشنامی نهند
۴
زاهدان صافی دلم گویند و رندان دردنوشچون غلامان هر کجا رفتم مرا نامی نهند
صفحهٔ ۱ از ۲