شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز دل غبار به چشم پر آب می‌آیدهمین متاع ز ملک خراب می‌آید
۲
مپرس مرغ چمن را که سوخته‌ست ای گل؟ز آتش تو چو بوی کباب می‌آید
۳
ز فوت تشنه‌لبان ره تو در گوشمصدای گریه ز آواز آب می‌آید
۴
به روز حشر ترا دادخواه چندان استکه خون ما ز کجا در حساب می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth