خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازین حسرت که دور از دامن دلدار میماندز شیون پنجهٔ دستم به موسیقار میماند
۲
درین گلشن کسی را چون امید عافیت باشد؟که رنگ گل به رنگ مردم بیمار میماند
۳
بهای باده را پیر مغان گر جنس میگیردنه سر چون صبح مستان را و نه دستار میماند
۴
سخن در وصف زلفش خیزد از روی سخن، آریحدیث طرهٔ خوبان به حرف مار میماند
صفحهٔ ۱ از ۲