خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۴۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رونق ناموس را چون عشق رسوا بشکندنام یوسف چون بری، رنگ زلیخا بشکند
۲
پیش ساقی لب ز حرف زهد و تقوی بسته ایمکاسه ی زاهد مبادا بر سر ما بشکند!
۳
بر من از بس منت بال هما آید گرانسایه ی او استخوانم را در اعضا بشکند
۴
از نشاطم صحبت احباب برهم می خوردبشکند گر توبه ی من، جام و مینا بشکند
صفحهٔ ۱ از ۲