شعر را زندگی کن
خلوتی با سلیم تهرانی

شمارهٔ ۴۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم چو غنچه ز گلگشت باغ می‌گیردچو لاله دامنم از آب، داغ می‌گیرد
۲
چو شمع کشته، ز دود فتیلهٔ عنبرفریب‌خوردهٔ زلفش دماغ می‌گیرد
۳
نشان عیش و طرب آنکه در جهان جویدچو ابلهی‌ست که عنقا سراغ می‌گیرد
۴
چو عندلیب، مرا سوخت حسرت خاریکه جای بر سر دیوار باغ می‌گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth